تحقیق نگاهي به تاريخچه درياي خزر

مطالب دیگر:
🔍فایل اتوکد نما ساختمان ویلایی یک طبقه قابل ویرایش🔍فایل اتوکد نما ساختمان ویلایی دوبلکس قابل ویرایش🔍پروژه کامل اتوکد ساختمان ویلایی یک طبقه دارای نما و برش قابل ویرایش🔍پروژه کامل اتوکد ساختمان ویلایی دوبلکس دارای نما و برش قابل ویرایش🔍فایل اتوکد پلان معماری طبقه همکف ساختمان مسکونی 2 طبقه با اندازه گذاری کامل قابل ویرایش🔍فایل اتوکد برش ساختمان مسکونی 2 طبقه کامل قابل ویرایش🔍فایل اتوکد پلان معماری طبقه اول ساختمان مسکونی 2 طبقه با اندازه گذاری کامل قابل ویرایش🔍فایل اتوکد نما ساختمان مسکونی 2 طبقه کامل قابل ویرایش🔍فایل اتوکد پلان بام ساختمان مسکونی 2 طبقه با شیب بندی کامل قابل ویرایش🔍پروژه کامل اتوکد ساختمان ساختمان مسکونی 2 طبقه دارای نما و برش قابل ویرایش🔍فایل اتوکد پلان معماری طبقه اول ساخمان با مبلمان کامل قابل ویرایش🔍فایل اتوکد پلان بام ساخمان با شیب بندی کامل قابل ویرایش🔍پروژه کامل اتوکد پلان های معماری ساختمان مسکونی قابل ویرایش🔍فایل اتوکد پلان معماری طبقه همکف ساخمان با مبلمان کامل قابل ویرایش🔍ارشد رشته جامعه شناسی سال 90-91 نوبت دوم🔍مداخله کشورهای خارجی در سوریه از دیدگاه حقوق بین الملل🔍نقش سیستم های مختلف مهاربندی در مقاوم سازی سازه های فولادی🔍مقاله ماهیت حقوقی وفای به عهد🔍بررسی حقوقی دیات و خسارت های ناشی از صدمات بدنی🔍پروپوزال رابطه آموزش های ضمن خدمت با یادگیری مادام العمر معلمان
تحقیق نگاهي به تاريخچه درياي خزر ,نگاهي به تاريخچه درياي خزر,دانلود تحقیق نگاهي به تاريخچه درياي خزر ,نگاهي,به,تاريخچه,درياي,خزر,تحقیق,نگاهي,تاريخچه,درياي .تحقیق نگاهي به تاريخچه درياي خزر |36118233|zigmaz|لینک دانلود و خرید پایین توضیحاتدسته بندی : ووردنوع فایل : word (..docx) ( قابل ويرايش و آماده پرينت )تعداد صفحه : 5 صفحه قسمتی از متن word (..docx) : 1‏نگاهي به تاريخچه درياي خزر ‏ ‏ ‏درياي مازندران، منافع ايران، چشم‌انداز آينده‌‏درياي مازندران، بزرگترين درياچه جهان، ميان ايران و روسيه (اتحاد جماهير شوروي سابق)‌ صرف‌نظر از تحولات و تقسيم‌بندي‌هاي سال 1990 و فروپاشي كمونيسم شوروي واقع شده است. وجود ذخاير غني نفت و گاز و تنوع گياهي و جانوري و نوع ويژه‌اي از ماهي (خاوياري)‌ در اين منطقه و دريا و منابع ديگر به علاوه موقعيت ويژه جغرافياي و ژئوپلتيكي به عنوان حلقه ارتباط ايران با اروپا، از اين دريا يك منطقه پراهميت ساخته و همين معيارها كافي است كه درياي مازندران مورد توجه كشورهاي منطقه و جهان واقع شود. تحولات سياسي و اجتماعي سال‌هاي نخستين دهه 1990 ميلادي به تجزيه شوروي سابق منجر شد و از مجموعه 15 جمهوري جدا شده از بدنه اين كشور، سه مورد در ساحل دريا واقع شده‌اند. اين رويداد چالش‌هاي جديدي را فراروي ايران و روسيه به عنوان 2 قدرت عمده كه شمال و جنوب درياي مازندران و تمام سواحل آن را در اختيار داشتند، قرار داد.‏درياي مازندران در تاريخ با نام‌هاي گوناگون قابل شناسايي بوده است از جمله درياي كاسپين (Caspienne‏)‏ ‏ كه نام اقوامي ساكن در سواحل اين دريا بوده است. خزرها نيز اقوامي ترك و جزيي بودند كه در اين منطقه سكونت داشتند، اما گستردگي و نفوذ آنها تا اين حد نبوده كه بتوان نام آنها را بر اين دريا نهاد. درياي طبرستان برگرفته از اقوام تپورهاي بوميان ايران، درياي مازندران به علت سواحل طولاني با استان مازندران، درياچه آبسكون، گرگان، خراساني، جيلي، ساري، گيلان و انزلي، ساير نام‌هايي بودند كه روي اين درياچه گذاشته شده‌، ليكن با تمام اين تفاسير اين دريا بيش از هر موضوعي با نام بوميان فلات ايران، تپورها و كاسپي‌ها و سپس اقوام آريايي‌ قابل شناسايي است كه در تمام برهه‌هاي تاريخي اين نام‌هاي ايراني را براي خود حفظ كرده و اسناد كهن و معاصر بر آن گواهي مي‌دهند. روسيه نيز قرن‌ها پس از اسلام، به وجود درياي مازندران پي برد و همزمان با شكل‌‌گيري امپراتوري‌هاي استعماري قرن پانزدهم ميلادي، چنان‌كه در مورد سرگذشت خليج هميشه پارس ديديم، با درياي مازندران آشنا شد و به اين منطقه آمد. ‏كهن‌ترين اسناد تاريخي و منابع يوناني، هرودوت، استرابون، ارسطو، پلوتارك و ... از درياي مازندران نام برده‌اند و آن را دريايي جدا و مستقل از آب‌هاي آزاد دانسته‌اند. منابع ايران‌‏ ‏ ‌اسلامي نيز همانند طبري، مسعودي، حمدالله مستوفي، ابن‌اثير و ديگران درباره نام‌ها و موقعيت و منابع درياي مازندران و پيوستگي آن به ايران مطالب فراوان و مستند به دست داده‌اند. بنابراين ساكنان بومي فلات ايران در مازندران و گيلان و اقوام آريايي كه بعدها به اين منطقه آمدند، نخستين ساكناني بودند كه سواحل دريا را در تملك خود گرفتند و همزمان با شكل‌گيري دولت و حكومت توسط آرياييان، ايران بر اين دريا مسلط شد. براساس منابع و متون كهن ايران همانند اوستا و منابع يوناني و اسلامي عمده‌ترين اين اقوام ايراني عبارت بودند از تپورها، كادوس‌ها، كاسپي‌ها، آريايي‌ها، ديلم‌ها، گيل‌ها، آمورها، هيركاني‌ها و آلباني‌ها . البته برخي اقوام غيرايراني هم در مقاطعي قسمت‌هايي از سواحل درياي خزر را به تصرف درآورده‌اند همانند 2‏هياتله، ترك‌ها، ماساژها، سكاها، خزرها، مغول‌ها، تيموريان و...‏دوران پس از اسلام‌‏با ضعف ساسانيان، ترك‌ها كه در غرب ايران كم‌كم قدرت يافته بودند، سلطه بر اين مناطق امپراتوري را در شرق مناطق روم تشكيل دادند و پس از آن درياي مازندران را مورد تهديد قرار دادند. سپس به سواحل آن دست يافتند به طوري كه همزمان با طلوع اسلام (حدود 600 ميلادي)‌ شمال درياي مازندران به تصرف كامل تر‌ك‌ها درآمد و جنوب همچنان در مالكيت ايران بود. پس از فتوحات و گسترش اسلام به اين منطقه و با پيوستن ترك‌ها و اهالي منطقه به اسلام، درياي مازندران تحت سلطه مسلمانان قرار گرفت و قفقاز به عنوان يكي از مراكز عمده اداري خلافت اسلامي درآمد. نخستين يورش روس‌ها به سواحل درياي مازندران در سال 908 ميلادي (295 ه )‌ همزمان با حكومت اميراسماعيل ساماني ثبت شده است.‏  ‏ بررسي تقابل روسيه و ايران در درياي مازندران براي ما اهميت دارد و محور گفتار ما بر همين اساس است، زيرا اين دو قدرت طرف‌هاي اصلي حاكميت درياي مازندران را تشكيل مي‌دهند در سال 943 ميلادي‏ ‏ (ا323 ه ‌) روسيه كم‌كم سواحل غربي را متصرف شد. ابن‌اثير، ابن‌مسكويه و ساير مورخان اسلامي به سلطه تدريجي روس‌ها اشاره كرده‌‌اند. پس از رهايي از سلطه مغولان، روس‌ها عملا حاكميت شمال و شمال شرق و غرب درياي مازندران را در دست گرفتند.‏پس از مغولان تيمورلنگ بر ايران، روسيه و درياي مازندران مسلط شد و تغييرات و اقداماتي را در جغرافياي منطقه‌ ايجاد كرد در يك توصيف كلي از اوضاع اين سال‌هاي منطقه مي‌توان گفت: در عصر پس از يورش مغول، موقعيت درياي مازندران دگرگون شد. روس‌ها و ترك‌ها در سواحل مختلف دريا سكني گزيدند. با فتح قسطنطنيه به دست سلطان محمد فاتح در سال 1453‌ ميلادي، شرايط نوين بر روابط شرق با اروپا حاكم شد به طوري‌كه پس از اين واقعه روس‌ها از اروپا‏ ‏ بريدند و به جرگه دولت‌هاي آسيايي پيوستند در دوره حكومت ايوان مخوف (ايوان چهارم)‌ كه اميران مغول حاكم برروسيه (اردوي زرين‌ها)‌ از روسيه بيرون رانده شدند، روس‌ها رفته‌رفته بر درياي مازندران، قفقاز و آسياي مركزي سلطه يافتند. به عبارتي حاكميت سلسله تزارها در روسيه آشكار شد كه با ترك‌هاي عثماني سني وضعيت نويني را به‌وجود آوردند. ‏در اين زمان و با روي كارآمدن پطر كبير، آمال و آرزوهاي روس‌ها آن‌گونه كه در وصيت‌نامه وي نيز آمده دستيابي بر آب‌هاي گرم خليج پارس و تسلط بر درياي مازندران و ايران بود. از اين به بعد روسيه به يك امپراتوري توسعه‌طلب و متجاوز تبديل شد، از سوي ديگر قدرت يافتن ترك‌هاي سني عثماني با دولت صفويه شيعي، ايران را همزمان در 2 جبهه واگر تاخت‌وتازهاي ازبك‌ها و ديگر اقوام شورشگر را هم به معادله فوق بيفزاييم، در چند محور درگير مي‌ساخت. در حالي‌كه پطر كبير درياچه مازندران را «درياچه داخلي تزار»‌ ناميده بود‌، با مرگ او و به قدرت رسيدن نادر‌شاه در ايران اقتدار ملي و تسلط ايران بر سرزمين‌هاي آبي و خشكي خودش تا مدتي زنده شد و توسعه طلبي روس‌ها تا مدتي متوقف گرديد و سواحل درياي مازندران مدتي را در آرامش سپري كرد. ‏با مرگ نادرشاه افشار، اقتدار ملي ايران متزلزل شد و انديشه تشكيل نيروي دريايي براي ايران از سوي او ‌ كه اقداماتي هم در اين زمينه و با همكاري جان آلتن انگليسي‌ (John Alten‏) كه براي نادر كشتي‌هاي تجاري و جنگي ساخت‏ ‏ عقيم ماند و روس‌ها دوباره براي دست‌اندازي به درياي مازندران يورش آوردند اين وضعيت تا زمان جنگ‌هاي ايران و 3‏روس ادامه داشت.‏ضعف پادشان صفوي و هجوم افغان‌هاي گرسنه به اصفهان موجب شد روسيه حتي بندر انزلي و بنادر جنوب درياي مازندران را در ايران اشغال كند و آنها را در كنترل خود بگيرد. 1724 م‌ به‌طوري كه يك‌سال بعد 1725 م‌ گيلان و مازندران را هم تصرف كرد، اما چنان‌كه گفتيم نادرشاه اين وضعيت را به‌طور موقت تغيير داد.‏دوران معاصر‏بررسي تحولات، روند حاكميت و سهم و رژيم حقوقي ايران از درياي مازندران در قرن اخير بسيار اهميت دارد به‌طوري كه چشم‌انداز آينده منافع ايران بر مبناي اين سير تاريخي رقم خواهد خورد. البته اين بستگي به ميزان تلاش، پيگيري، جديت و چانه زني مسوولان كشور بر سر منافع ملي و تعيين رژيم حقوقي دريا با توجه به ميزاني از سوابق و سواحل دريا كه در اختيار ايران است، دارد. درست است كه امروزه استدلال مي‌شود نظم نوين جهان وضعيت و مسائل و حاكميت گذشته دولت‌ها ‌ ملت‌ها را مدنظر قرار نمي‌دهد، اما تحولات دهه 90 و فروپاشي شوروي و سربرآوردن جمهوري‌‌هاي زياده‌خواه كه آلت دست ايالات متحده آمريكا نيز هستند، ربطي به ايران ندارد و ايران از حقوق خود نبايد و شايسته نيست كوتاه بيايد.‏با روي كارآمدن پادشاهي قاجاريه در ايران فصل نويني در تاريخ ايران براي مقابله با قدرت‌هاي جهاني گشوده شد. روسيه و انگلستان به عنوان قدرت‌هاي عمده اين دوره همواره و در يك سياست همسو، خواهان ضعيف نگه‌داشتن و عقب‌ماندگي ايران بودند. به علاوه شمال كه منطقه تجاوز و تحت نفوذ روس‌ها بود، دست‌درازي آنها به درياي مازندران را شدت بخشيد. برتري نظامي روس‌ها و با همكاري بريتانيا و عثماني به علاوه ضعف و بي‌كفايتي دولت قاجار، موجب شد بسياري از مناطق و سواحل درياي مازندران در جنوب و مرز ايران با روسيه، از ايران جدا و به متصرفات روسيه ملحق شود. وقوع جنگ‌هاي ايران و روس اين پروسه تجاوزكارانه را تكميل كرد و در اين وضعيت به حقوق طبيعي، تاريخي، ملي، اجتماعي و جغرافيايي ايران صدمات جبران‌ناپذير وارد شد. در پي سلطه‌طلبي روس‌ها و در نتيجه قرار داد‌هاي ننگين و تحميلي گلستان و تركمن‌‌چاي، روسيه به طور كامل بر درياي مازندران، ميانكاله (آشوراده)‌، بندرانزلي، بندر‌گز و استرآباد مسلط شد و حق كامل كشتيراني را در اين دريا به دست آورد؛ به طوري كه هيچ دولتي به‌جز روس‌ها، حتي ايران حق تردد در آب‌هاي مازندران را نداشت.‏با بسته شدن قرارداد 1907 بين روسيه و انگلستان كه ايران را عملا به دو منطقه تحت سلطه‏ ‏ شمال روس‌ها و جنوب انگلستان‏ ‏ تقسيم مي‌كرد و در مركز نيز دولت قاجار هيچ كنترلي نداشت، آرزوي ديرينه پطر كبير مبني بر «روسي كردن درياي مازندران» برآورده مي‌شد. اما وقوع انقلاب كمونيستي اكتبر 1917 ميلادي در روسيه و سرنگوني تزارها، تمام معادلات منطقه را تغيير داد و وضعيت متفاوت با گذشته به وجود آمد؛ به اين معنا كه دولت كمونيستي جديد اعلام كرد كليه قراردادها و معاهدات منعقد شده توسط دولت تزار را كه به روش استعماري و سلطه‌جويانه بسته شده، به رسميت نمي‌شناسد. از اين رو سياست دولت شوروي به طور بنيادين با ملل شرق دگرگون شد و قراردادهاي جديد بين روسيه (شوروي كمونيستي)‌ با دولت‌هاي ديگر از جمله ايران به عنوان دارنده طولاني‌ترين مرزها و همسايه جنوبي‌ منعقد گرديد. بنابراين ابتدا قرار دادهاي استعماري گلستان و تركمنچاي و سپس قرارداد 1921 را مورد بررسي قرار مي‌دهيم.