اسلام دين زندگي

مطالب دیگر:
پاورپوینت با موضوع AFMبررسی نانو مواد و انواع آن و روش هاي توليد نانو ذرات و ساختار و خواص زئولیت ها و مقدمه اي بر كمومتريپاورپوینت با موضوع نمونه گیری و تفسیر CBC و ABGپاورپوینت با موضوع مزایای کارکنانپاورپوینت با موضوع Trego و Kepner روشي براي تحليل مسايل به‌منظور دستيابي به راه‌حل‌هاي مناسبپاورپوینت با موضوع اتصال سری مقاومت های اهمیپاورپوینت با موضوع اثرات تغییر در نرخ های ارز خارجیIAS 21پاورپوینت با موضوع حسابداري مخارج تامين مالي )بهای استقراض)پاورپوینت با موضوع استفاده ازآنالوگ در آموزش شیمیپاورپوینت با موضوع اسكوليوزپاورپوینت با موضوع گزارشگری مالی در اقتصادهای با تورم حاد (IAS No.29)کاتاليست ها و روش هاي توليد نانوکاتاليست و کاربرد آن در مهندسي شيميپاورپوینت با موضوع طراحی منظر شهر درگذر تاریخآیین زندگی(اخلاق کاربردی)اندیشه اسلامی2زبان انگلیسی عمومیمجموعه دوم نمونه کارت ویزیت و تراکت آماده و قابل تغییرمجموعه سوم نمونه کارت ویزیت و تراکت آماده و قابل تغییرمجموعه چهارم نمونه کارت ویزیت و تراکت آماده و قابل تغییرمجموعه پنجم نمونه کارت ویزیت و تراکت آماده و قابل تغییر
اسلام دین زندگی .اسلام دين زندگي |1800278|zigmaz|

صفحات 35

برخلاف ديگر مکاتب اقتصادي، اسلام، برنامه‏ها و مقررات خود را با توجه به ابعاد گوناگون انسان مطرح کرده است. از ديدگاه مکتب حياتبخش اسلام، انسان داراي دو بعد معنوي و مادي است و از اين رو داراي نيازهاي روحي و جسمي و معنوي و مادي است که به اين هر دو جنبه به طور کامل توجه شده است. البته اين دو بعد از يکديگر جدا نيست و بر يکديگر تأثير متقابل دارند. چنين نيست که مسائل معنوي اسلام و مسائل اقتصادي آن هر يک براي خود داراي قلمروي جداگانه باشند.

مسائل اقتصادي اسلام آن چنان با ديگر مسائل آن آميخته است که حذف آنها از

اسلام به معناي حذف اسلام است. همان گونه که اسلام منهاي عباداتي چون نماز، حج، روزه و... اسلام نيست، اسلام منهاي مسائل اقتصادي نيز اسلام نخواهد بود و اصلا تفکر تفکيک بين مسائل عبادي و اقتصادي اسلام تفکر غلطي است. اقتصاد اسلامي مجموعه‏اي هماهنگ و به هم پيوسته است، به گونه‏اي که قضاوت و داوري در مورد بخشهاي گوناگون آن، بدون در نظر گرفتن اجزاي ديگر ممکن نيست. همچنين است رابطه‏ي اقتصاد اسلامي با ساير بخشهاي اسلام. اقتصاد نيز جزئي از برنامه‏اي است که اسلام براي سعادت بشر به ارمغان آورده است و پيوند آن با مسائل اجتماعي، سياسي، عبادي، اخلاقي و... پيوندي عميق و ناگسستني است (1633)

ثروت (و دنيا) از ديدگاه اسلام

به قول شهيد مطهري (1634) قبل از آن که به نظام اقتصادي اسلام نظري بيفکنيم بايد ببينيم نظر اسلام درباره‏ي مال و ثروت چيست؟

آيا اسلام به طور کلي مال و ثروت را مطرود مي‏داند و به آن به عنوان يک امر پليد و دور انداختني مي‏نگرد؟ اگر مکتبي درباره‏ي دنيا و ثروت چنين ديدگاهي داشته باشد، نمي‏تواند درباره‏ي آن مقرراتي مثبت داشته باشد.

آيات و روايات در اين زمينه را کلا مي‏توان به سه دسته تقسيم کرد:

1-دسته‏ي اول، آيات و رواياتي که در آنها يا دنيا و ثروت مورد مذمت قرار گرفته و يا از فقر، ستايش شده است. به عنوان نمونه: «دنيا بازيچه و سرگرمي است» (1635)، «متاع اندک است» (1636)«متاع غرور است» (1637)؛ «تکاثر و تفاخر است» (1638) و...

و از روايات مانند: الف: قال الله تعالي لموسي: يا موسي! اذا رأيت الفقر مقبلا فقل مرحبا بشعار الصالحين و اذا رأيت الغني مقبلا فقل «ذنب عجلت عقوبته (1639): هر گاه فقر به

تو روي آورد بگو؛ درود بر شعار صالحان و هر گاه بي‏نيازي به تو روي آورد بگو؛ (لابد) گناهي انجام داده‏ام که در عقوبت آن تعجيل شده است.»

ب:امام صادق عليه‏السلام فرموده «لا يبلغ احدکم حقيقة الايمان حتي يکون الفقر احب اليه من الغني» (1640)«هيچ يک از شما به حقيقت ايمان نمي‏رسد مگر در صورتي که فقر در نزد او محبوبتر از بي‏نيازي باشد».

ج:امام صادق عليه‏السلام فرمود: «ان الفقر. ازين للمؤمنين من العذار علي خد الفرس» (1641): «فقر براي مؤمنان زيباتر از لگام بر گونه‏ي اسب است».

د:رسول خدا (ص) فرمود: «الفقر فخري» (1642): فقر (مايه‏ي) افتخار من است.

ه:و نيز رسول خدا (ص) فرمود: «اللهم احيني مسکينا و امتني مسکينا و احشرني مع المساکين» (1643): خدايا! من را مسکين زنده بدار. مسکين بميران و با مساکين محشور نما.

و روايات فراوان ديگر.

2-دسته‏ي دوم آيات و رواياتي که در آنها به دنيا و ثروت با ديد مثبت نگريسته شده و يا فقر نکوهش شده است. مانند آياتي که از دنيا و ثروت با عناويني چون «فضل الله» (1644)؛ «خير» (1645) «حسنه» (1646) و... ياد کرده است.

و از روايات ماند: الف: (حديث نبوي صلي الله عليه و آله «نعم العون علي تقوي الله الغني» (1647): «بي‏نيازي (و ثروت) کمک خوبي براي تقواي الهي است».

ب:«من وجد ماءا و ترابا ثم افتقر فابعده الله» (1648): کسي که آب و خاک در اختيار داشته باشد و باز هم فقير شود، خداوند او را (از رحمت خود) دور گرداند. علي عليه‏السلام.

ج:«اني لمن اکثر اهل المدينة مالا» (1649): من از ثروتمندترين مردم مدينه هستم. امام صادق عليه‏السلام

د:«الفقر کاد ان يکون کفرا» (1650): فقر نزديک است به کفر بينجامد. علي عليه‏السلام

ه:«الفقر الموت الاکبر» (1651): فقر، مرگ بزرگتر است. علي عليه‏السلام

و روايات فراوان ديگري که با عبارات و مضامين مشابه وارد شده است.

3-دسته‏ي سوم آيات و رواياتي که در حقيقت توضيح دو دسته‏ي بالاست، يعني تضاد آن دو را حل کرده است و در آنها توضيح داده شده که؛ دنيا آن گاه مطلوب است که در جهت آخرت و مقدمه و زمينه براي جهان ابدي باشد و در صورتي مذموم است که به آن اصالت داده شود. مانند آيات:

«آنان که (به معاد معتقد نشدند) و به لقاي ما دل نبستند و به زندگي دنيا دلخوش شده و دل بسته‏اند...» (1652) در اين آيه علت مذمت و تحقير دنيا پرستان، بي‏اعتقادي به معاد و منحصر کردن زندگي به دنيا و مرگ را پايان آن دانستن است. و رواياتي چون: «الدنيا متجر اولياء الله» (1653): دنيا جايگاه تجارت اولياي خداست. «الدنيا مزرعة الآخرة» (1654)«نعم العون الدنيا علي الآخرة» (1655): دنيا کمک خوبي براي (سعادت در) آخرت است. امام صادق عليه‏السلام....